علیرضا جون علیرضا جون ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق مامان و بابا

گردش یک روزه به بنستان

1392/6/9 17:04
نویسنده : اعظم
816 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه هشتم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و دو

دیروز با خانواده بابابزرگ و دایی رفتیم بنستان روستای خودمون که قدیما خیلی سرسیز و باصفا بود ولی در حال حاضر به دلیل بارندگی کم به اون سرسبزی و باصفائی قدیما نیست .بابابزرگ اینا زودتر رفتند و من منتظر موندم بعد از اینکه شما از خواب بیدار شدید بریم که شما زودتر از همیشه ساعت 7:30 از خواب بیدار شدید و ساعت 8:00 حرکت کردیم و 8:30 رسیدیم بنستان .و منم بعد از یک سال دیروز رفتم اونجا .خیلی شلوغ بود و همه به کمک همدیگه دو تا دیگ آش پختند.عجب آش خوشمزه ای ،جای همه تون خالی بود.

شما و سید محمد طاهاو بنیامین (پسر عمه خودم ) تمام وقت رو مشغول بازی کردن بودید.

 

فاطمه السادات ، علیرضا و بنیامین

در جستجوی گوسفندهاخنده

بالاخره به مقصد رسیدیدتشویق

علیرضا میگه چقدر صدف ، محمد طاها میگه نه اینا حلزونهخنده

 

اینم یک عکس از آیدا جون دختر عمه ام وخواهر بنیامین

اینم عکس مهزیار نوه عموم

امیدوارم علیرضا جونم و همه بچه های دنیا همیشه ایام شاد باشن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان آروین (مریم)
11 شهریور 92 9:47
ایشالاه همه جمعه ها رو کنار خانواده باشین مخصوصا در کنار پسر گلت . از اینکه جمعه 8 شهریور به علیرضاجون در کنار دوستای خوبش خیلی خوش گذشته و دنبال ببعی کرده خیلی خوشحالم . ایشالاه که همیشه جمع خانوادگیتون جمع باشه و لبهاتون خندان ٰ دلتون شاد و تنتون سالم .
عکس مهزیار خیلی قشنگ و هنری افتاده .
ممنون عزیزم امیدوارم شما هم همیشه در کنار خانواده تان شاد باشی و روزهای خوبی را باهم سپری کنید .